تبليغاتX
عود نوح
(( گل گو ))
 

 

من آخرش نفهمیدم اینکه تو ، ‌‌‌پشت دروغهایت قایم میشوی کسوف است یا خسوف ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

آزادي ِ تو

تنها يك معنا داشت

شكستن غرور ساده يك كودك

ميان همسالان فخر فروش خودش

آزادي تو اي بادبادك

به همزد معادله ي بازي را

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

    فردا بزرگترین  داربی  شهر برگذار خواهد شد ، در میدان طلاق می بینمت .....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

آهسته بخند دلبرم

تا کرمهای خفته در لبانم

نیاندیشند تاکستانی یافته اند

شاد تر از گندیده قلب من

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

تنها موضوع سوپر کشور را که هنوز فیلتر نکردند ، بنزين سوپر است . حالا با دوست دخترت برو اينقدر بنزين سوپر بزن كه از نفس بيافتي .

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

عمرم هدر رفت پای تو

جانم به غم رفت ای وای تو

نترسیدی زمن ! گیرد خدا

داد من از احوال تو

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

بغض تو برام مثل چراغ زرد سر چهار راهه . باید قبل از قرمز شدن ازش رد شد . ثانیه شمارتم که گیر داره عزیزم .

 

همچراغی دیروز را حتما ببینید .............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

  

   به تو که میرسه

   حق ها گرفتنیند

   به من که میرسه

   دادنی

                               

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

   بعضي ها طوري به اتوبوسهاي توي ايستگاه نگاه ميكنند كه انگار دنبال يك رمان ممنوع چاپ تو يك كتابخانه آشفته میگردند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت   توسط توحید فراهانی