تبليغاتX
عود نوح

 

 

وقتي عاشق كسي هستي

بايد چگونه فرياد بزني ؟

تا گوشهاي كرش بشنود

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

همه ي ملت ايران ميدانند كه در برخورد راه اصلي با راهي فرعي حق تقدم با وسيله نقليه ي راه اصلي است . فقط يك مشكل هست : ما تو ايران راه فرعي نداريم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

خیلی وقته

..

(( گفتی )) – (( گفتم )) ها

شده (( گفت )) -  (( گفتم ))

..

اگر گفتی چرا ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

در چشمان سیاهت

زیستم همه عمر

و نفهمیدم آخر

تو مرا می خواهی یا غصه ام

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

در اين نمايش

گرچه تو را نيست

مرا در آغوش

باز به هوس بازی ديگران دلشادم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

()تو خیلی خوبی ، خیلی ، من لیاقت تو رو ندارم )) می گویی و میروی .

.

.

.

قول میدم بد بشم ، بد ِ بد ، تو رو بخدا بمون

 

 

 

 

با اینکه خودم زیاد مایل نیستم . ولی چشم سعی میکنم به پیشنهاد تعدادی از دوستان از عکس ( که متاسفانه خودم ننداختم ) هم گاهاً استفاده کنم ........ ( خراب رفیقیم دیگه )

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

 

آن بعد سوم !!

اسیر من است جسمت

به کام من است روحت

چیست سومین بعد

که مانعیست بر وصلت ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

تنها برداشتم از دوران کهولت این است که دیگر لازم نیست توی اتوبوس جایم را به یک پیر مرد بدهم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

آنقدر برای آزردنت دليل دارم

که ....

ولی من که جلاد نيستم

مثل تو

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

کِشتی ام

همه شور ِ دد و دام است و غیر

عود نوح   نغمه ی  سیلاب زده است

قوم ِ من

خفته اید باز به ناز ؟!!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

برای دوست داشتنت

تنها چیزی که نخواستم

دلیل بود

برای خیانتت

تنها چیزی که میخواهم

دلیله

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

میدانی چه میکنم در اوقات فراقتم ؟

پوست لبم را میکنم

روز با ناخن ، شب دندان

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

گفت  (( این روسری رو خیلی دوست دارم ))

تا بگم (( چرا ))

.

.

گفتم (( قشنگه ))

که مرد باشم . مرد شدم ... ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

 

آرزویم است

در ِ کاشانه ام پلی بسازم

تا ماشین ها جلویش پارک کنند

و من هم پنچرشان کنم

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی 

 

وقتی از من می طلبی باور کنم حرفهایت را مثل اینست که روی پیراهن تیم  سایپا  تبلیغ  ایران خودرو  را ببینم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت   توسط توحید فراهانی